سيد علي اكبر قرشي

90

قاموس قرآن ( فارسي )

داشتند آن چشمه زندگى خدايان است و كسى حق ندارد از حيات خدايان كسر كند . در هر شهر براى خود عيدى قرار دادند ، روز عيد كنار آن صنوبر رفته مراسم و قربانى به راه ميانداختند آنگاه گوشت قربانى را در آتشى ميانداختند و وقت ارتفاع دود آن ، بدرخت سجده ميكردند و تضرّع و ناله مىنمودند . . . اين بود عادت آنها در شهرها و چون وقت عيد شهر بزرگشان فرا ميرسيد و در آن پادشاهشان بنام اسفندار سكونت داشت اهل شهر ها به آنجا آمده دوازده روز عيد ميگرفتند . . . خداوند پيامبرى بر آنها مبعوث كرد به او ايمان نياوردند . وى دعا كرد درخت صنوبر خشكيد ، اين عمل را سخت ناپسند شمردند . . . تصميم بقتل پيامبر گرفتند ، چاهى كنده وى را در آن افكنده و سر آن را گرفتند پيوسته نالهء او مىشنيدند كه فوت شد پس از اين كار خداوند عذابى فرستاد و همه را از بين برد . مشروح اين حديث در تفسير برهان از مرحوم صدوق و نيز در صافى از عيون اخبار نقل شده و نيز در برهان و صافى نقل شده از جملهء كارهاى ناپسند اصحاب رسّ مساحقهء زنان بود ، ايضا حديث فوق را محمد عبده در شرح نهج البلاغه از سيد رضى از على عليه السّلام نقل كرده است . طبرسى از عكرمه نقل كرده : رسّ چاهى است كه آنها پيامبر خود را در آن دفن كردند . از وهب نقل كرده اصحاب رسّ قوم شعيب است و ايضا گفته‌اند شهرى است در يمامه و چاهى در انطاكيه و از حضرت صادق عليه السّلام آورده كه زنان اصحاب رسّ اهل مساحقه بودند . ناگفته نماند شايد مراد از مجوس كه در آيهء 17 سورهء حج آمده اصحاب رسّ باشند و يا مجوس از اخلاف آنها باشد . رسل : رسل ( بكسر اول ) در اصل بمعنى برخاستن با تأنى است . و رسول